تبليغاتX
و باران که شعر نگاه من است - سوغات بهشت است غم دوزخی ما
هوالجمیل
 
سوغات بهشت است غم دوزخی ما
 
 
این پنجره را باز نگه دار عزیزم 
یک روزنه پرواز نگه دار عزیزم
 
آئینه ام و تشنۀ دیدار ، خدا را 
در جلوه گه ناز، نگه دار عزیزم
 
اینجاست همان گردنۀ پر خطر عشق 
ای عقل ، نده گاز، نگه دار عزیزم
 
از هستی من هرچه که خواهی ببر امّا 
یک حنجره آواز نگه دار عزیزم
 
هرچند قفس بسته ، ولی باز برایم 
اندیشۀ اعجاز نگه دار عزیزم
 
خوش زخمه به تار دل ما می زنی ای یار 
در پرده ، همین ساز نگه دار عزیزم
 
پایان نده بر لذت و دائم دل ما را 
 در لذت آغاز نگه دار عزیزم
 
جان من و تو ، این دل هجران زده ام را 
تا حشر غزلساز نگه دار عزیزم
 
اسرار دلم از قفس سینه برون ریخت 
افشا مکن و راز نگه دار عزیزم
 
سوغات بهشت است غم دوزخی ما 
این هدیۀ ممتاز نگه دار عزیزم
 
جبریل به ما گفت : کجا ؟ کودک دل گفت : 
دروازۀ شیراز نگه دار عزیزم
 
اینجا پدرم از غم فردوس در آمد 
در گلشن این راز نگه دار عزیزم
 
والسلام - قم آبان 85
محمد حسین صادقی
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 20:15  توسط محمد حسین صادقی  | 

 
*Name نام و نام خانوادگی :
* Email آدرس ایمیل:
subject موضوع پیام:
*comment پیام:

فرم تماس از پارس تولز