هوالجمیل
سوغات بهشت است غم دوزخی ما
این پنجره را باز نگه دار عزیزم
یک روزنه پرواز نگه دار عزیزم
آئینه ام و تشنۀ دیدار ، خدا را
در جلوه گه ناز، نگه دار عزیزم
اینجاست همان گردنۀ پر خطر عشق
ای عقل ، نده گاز، نگه دار عزیزم
از هستی من هرچه که خواهی ببر امّا
یک حنجره آواز نگه دار عزیزم
هرچند قفس بسته ، ولی باز برایم
اندیشۀ اعجاز نگه دار عزیزم
خوش زخمه به تار دل ما می زنی ای یار
در پرده ، همین ساز نگه دار عزیزم
پایان نده بر لذت و دائم دل ما را
در لذت آغاز نگه دار عزیزم
جان من و تو ، این دل هجران زده ام را
تا حشر غزلساز نگه دار عزیزم
اسرار دلم از قفس سینه برون ریخت
افشا مکن و راز نگه دار عزیزم
سوغات بهشت است غم دوزخی ما
این هدیۀ ممتاز نگه دار عزیزم
جبریل به ما گفت : کجا ؟ کودک دل گفت :
دروازۀ شیراز نگه دار عزیزم
اینجا پدرم از غم فردوس در آمد
در گلشن این راز نگه دار عزیزم
والسلام - قم آبان 85
محمد حسین صادقی
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 20:15  توسط محمد حسین صادقی
|