تبليغاتX
و باران که شعر نگاه من است - آه ، نیما " غم این خفتۀ چند...

هوالجمیل

کوله بار تنهائی

سایه وقتی که سرم می شکند

سایبان بال و پرم می شکند

چشم هر پنجرۀ پائیزی

نیزه ای در جگرم می شکند

آسمان هم قفسی ظلمانی است

تا غرور سپرم می شکند

قاصد صادق غم را نکشید

که دل دربدرم می شکند

چه گرانسنگ دلی دارم ، آه

تا برم نام حرم ، می شکند

سنگ توجیه و تجاهل ، عمریست

چلچراغ گذرم می شکند

آه ، نیما " غم این خفتۀ چند

خواب در چشم ترم می شکند"

کوله باری که پر از تنهائیست

در غریبی کمرم می شکند

***

رنج ره با چه درختی گویم

سایه وقتی که سرم می شکند

از سروده های قبل - هدهد

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 14:33  توسط محمد حسین صادقی  | 

 
*Name نام و نام خانوادگی :
* Email آدرس ایمیل:
subject موضوع پیام:
*comment پیام:

فرم تماس از پارس تولز