تبليغاتX
و باران که شعر نگاه من است - آن دو لبخند

هوالجمیل

آن دو لبخند

طبعم به ولای آن دو لبخند

شد نغمه سرای آن دو لبخند

مانده ست هنوز بر لب طَف

تأثیر صفا ی آن دو لبخند

بر صورت خونگرفتۀ عشق

زیباست جلای آن دو لبخند

لبخند حسین و خندۀ جوون

عالم به فدای آن دو لبخند

در خرمن اشتیاق عرفان

افتاده بلای آن دو لبخند

هر لحظه قیامتی است بر پا

در صحن و سرای آن دو لبخند

بس کشته که غرقه خون فتاده

در کرب و بلای آن دو لبخند

من پیرو مذهب جنونم

مثل شهدای آن دو لبخند

غلتیده به خون هزار ساقی

لب تشنه به پای آن دو لبخند

شد فلسفه گنگ و مات و مبهوت

در چون و چرای آن دو لبخند

خاصان و مقربان درگاه

هستند گدای آن دو لبخند

جاری است تبسم خداوند

در آینه های آن دو لبخند

سهل است هزار بار مردن

هر دم به ازای آن دو لبخند

از قدرت این جهان برون است

تعیین بهای آن دو لبخند

مولا، صله بر (غلام) داده ست

بی فاصله ، جای آن دو لبخند

یارب بچشان تبسم خون

بر ما شعرای آن دو لبخند

از سروده های قبل

محمد حسین صادقی (غلام)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 15:15  توسط محمد حسین صادقی  | 

 
*Name نام و نام خانوادگی :
* Email آدرس ایمیل:
subject موضوع پیام:
*comment پیام:

فرم تماس از پارس تولز