تبليغاتX
و باران که شعر نگاه من است
هوالجمیل
 
تسنیم عشق
 
رستگاری ، جامه ای  عقبائی است
 رخت خوشبختی ولی دنیائی است
رستگاری نیست جز در ذکر سبز
هست خوشبختی ولی در فکر سبز
ذکر، تلقین حقیقت باوری است
دمبدم بر فقر خود ، یادآوری است
ذکر یعنی کل هستی مال اوست
حال زیبای تو هم از حال اوست
این جهان چون مجلس مهمانی است
بر تو بزم زندگی ارزانی است
بی سعادت ، آنکه در این بزم رب
کم فروشی می نماید در ادب
در حقیقت ، کم فروش معنوی
بدتر است از کم فروش دنیوی
بهترین طرز ادب، باشد نماز
پنج نوبت بوسه بر درگاه ناز 
گر شوی در بزم رب تسلیم عشق
می دهندت تا ابد تسنیم عشق
رستگاری آخرین خوشبختی است
یک حیات دائم و بی سختی است
تا کسی خوشبخت در دنیا نشد
رستگار عالم عقبا نشد
نیست خوشبختی به مال و جاه و نام
رستگاری هم  نجو  از زهد خام
چیست خوشبختی ؟ رضایت از وجود.
از صمیم قلب ، شکری در سجود
رستگاری غیر از این احساس نیست
در لباس کهنه و کرباس نیست
راز خوشبختی رضایتمندی است
رستگاری مزد این خرسندی است
بارالها شرمساریم و خجول
شرم ما را جای حمدت کن قبول
 
والسلام
محمد حسین صادقی
قم - 25 رمضان المبارک 1427
27 مهرماه 1385
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 17:45  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل
 
حاجات رؤیائی
 
مناجات های شب قدر
1
تـو زیبـائـی و مـن زیـبـا پـرستــــم
کـه بــوده دیـن و آئـیــن الـســتـم
نکن از بـزم خود محرومـم امشـب
که از خـمخـانۀ عشـق تو مستــم
2
عبادت ، غیر عشـق و بنــدگی نیست
حیات بــی عبـادت ، زنــدگی نیســت
ولی نسبت به لطفش ، حمد مخلوق
بـغــیر از مـایــۀ شـــرمنــدگی نیسـت
3
خدایا از گنــاهان در هــراســم
که خود شرمنده و در التماسـم
ولیـکن ، با گناهانم ببخشـــای
نماز و طاعت و حمد و سپاسم
4
دلا کــم با خـدا کـَل کـَل  کـن امشب
تفــکــر قـــدر یک خَــردل کـن امشب
خــدا، مشــکـل نـدارد بــا تـو ایــــدل
تو با خود مشکلت را حل کن امشب
5
خدایا رحم بر شیدائی ام کن
اجابت حاجــت رؤیائی ام کن
شدم عریان ز دنیا مثل طاهر
خدایا غــرق در زیبائی ام کن
 
والسلام
محمد حسین صادقی
قم
19 رمضان 1427  - 20 مهر 1385
 
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 18:33  توسط محمد حسین صادقی  | 

 
هوالجمیل
 
جام زهر*
 
گرچه بر عاشقان ، هویدا بود
علت جام زهر نوشیدن
نامۀ او دوباره روشن کرد
حکمت جام زهر نوشیدن
به حقیقت رسیده بود و داشت
جرأت جام زهر نوشیدن
هست بهتر ز ذلت تسلیم
عزت جام زهر نوشیدن 
پیر از خود گذشتۀ ما داشت
غیرت جام زهر نوشیدن
حیلۀ دشمنان فنا شد، از
دولت جام زهر نوشیدن
داد ما را نجات ، زیرا داشت
قدرت جام زهر نوشیدن
گرچه برخی نگه نمی دارند
حرمت جام زهر نوشیدن
خواست رایج شود پس از او نیز
سنت جام زهر نوشیدن
عشق یعنی فدا شدن ، تا هست
فرصت جام زهر نوشیدن
 
والسلام
قم - 15 / 7 / 85
 
* - در رابطه با نامۀ امام راحل در مورد علل پذیرش قطعنامه و پایان جنگ تحمیلی که پس از 18 سال به علل نامعلومی منتشر شد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 18:16  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل
 
هلوکاست
 
( قابل توجه جناب رئیس جمهور ، آقای احمدی نژاد )
1
تکذیب شما ز ماجرای هلوکاست
تأئید فقط نموده یک  قصۀ راست:
آن اینکه به مشکلات دشمن نفزود
وز مشکل ما نیز  یکی ذره نکاست
2
آن ملعبه ای که گشته نامش هلوکاست
خواهد که دروغ محض باشد یا راست
دامی است برای جنگ دیگر ، امٌا
بی ربط به میهن  بلادیدۀ  ماست
 
والسلام
قم - 12/7/85
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 17:46  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل
 
شب های پایتخت
 
گفت : ای عمو ،سوار نشو ،جا ، نمی شود
گفتا : دگر وسیله مهیا نمی شود
شب بود و پیرمرد دهاتی به ناله گفت:
یعنی یکی از این بچه ها پا نمی شود؟
گفتند :با آژانس برو ، پیرمرد گفت:
بر این کلام گنگ ، لبم وا نمی شود
راننده گفت : محض خدا ، جا به او دهید
گفتند (با سکوت ) : کجا ؟ جا ، نمی شود
باران گرفته بود و صداها بلند شد :
آقا برو که حوصله پیدا  نمی شود
در ، بسته گشت و عینک او را گرفت و رفت
گفتا : برو که چشم تو بینا  نمی شود
او بود و یک عصا و دو چشم پر از غبار
با غربتی عظیم  که معنا  نمی شود
شبهای پایتخت پر از چشم روشنی است
اما نصیب عینک صحرا  نمی شود
تا صبح آرمید در آغوش یک درخت
با حالتی که وصف به رؤیا  نمی شود
حافظ به خواب شاعر پیر آمد و سرود :
جز شهر عشق ، جای تو، "کاکا" نمی شود.
والسلام
محمد حسین صادقی
قم   -  14 / 7 / 85
 
 
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 18:48  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل
 
عاشقم ، پس هستم
 
عاشقم ، صاف و ساده ، پس هستم
داغ بر دل نهاده ، پس هستم
مثل صفرم که ارزش یک را
می نماید زیاده ، پس هستم
در ره عشق ، بوده ام دائم
مثل کوه ، ایستاده ، پس هستم
اختیارم به دست معشوق است
عاشقم ، با اراده ، پس هستم
چون به هر جلوه می شوم مجذوب
ساده ، مثل براده ، پس هستم
هستم از دولت جنون عمری
عقل از دست داده ، پس هستم
از قطار اراده  در ره وصل
چون نگشتم پیاده ، پس هستم
چونکه دارم ارادتی سرشار
هستم آن میوۀ رسیدۀ عشق
که ز هستی فتاده ، پس هستم
چونکه در آفرینش عالم
می شوم استفاده ، پس هستم
خاکم اما برای کاخ وجود
می شوم خشت ساده ، پس هستم
نیستم گر افاده ای دارم
چون ندارم افاده ، پس هستم
والسلام
شهریور 83  - زرقان فارس
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 4:55  توسط محمد حسین صادقی  | 

 
*Name نام و نام خانوادگی :
* Email آدرس ایمیل:
subject موضوع پیام:
*comment پیام:

فرم تماس از پارس تولز