تبليغاتX
و باران که شعر نگاه من است
هوالجمیل
او زیباست و زیبائی را دوست دارد
تقدیم به تمام عزیزانی که بخاطر هیچ  و پوچ ، طعم تلخ دلتنگی و فراق را تجربه می کنند و هرروز مجبورند برای توجیه و تداوم قهر ، بهانه های الکی دست و پا کنند تا ................؟  چه بگویم ؟ خودتان بقیه اش را .............  
 
باغ تفقد
 
رها مثل سیمرغ از خود شوید
روان سوی قاف تجرد شوید
تمرد نمودید بر یکدگر
دمی هم ز خود در تمرد شوید
به هر عهد و سوگند قهرآفرین
برای خدا بی تعهد شوید
ز خود بگذرید و در آغوش هم
چو ققنوس از نو تولد شوید
شجاعانه از یکدگر بگذرید
به میدان بخشش سپهبد شوید
شما ریشه و برگ و بار همید
رها از هوای تفرد شوید
به یک بوس و لبخند شورآفرین
مسیحای باغ تفقد شوید
جهانی شدن در توان شماست
اگر در قفس ، فارغ از خود شوید
شما در غزلهای هم مرده اید
الهی که از نو تولد شوید
چه سخت است تنها مسافر شدن
بیائید و همبال هدهد شوید
والسلام - هدهد
قم - 31/ 6 / 85
و بخصوص  تقدیم به  واله ، عابر ، سهیل ، شاید!  که از دیدارشان محرومم  و شاید از طریق این وبلاگ به زیارتشان نائل شوم
و تقدیم به تمام دوستان قدیم و جدیدی که بخاطر ذکر نشدن نامشان مرا خواهند بخشید و بدون شک  می دانند که نام و یادشان همیشه با من است.  
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 4:12  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل
محضر مبارک جناب پاپ بندیکت (شانزدهم)
با عرض سلام
واقعۀ مرگبار آرماگدون (armagedon)  که حضرتعالی  پرچمدار و منادی آن گشته اید نه تنها ما را مرعوب نمی کند بلکه  ما را مشعوف نیز می سازد چون (به زعم شما ) این واقعۀ محتوم و موعود ، زمینه ساز حکومت جهانی حضرت عیسی مسیح (ع) است  و (به زعم ما)  آن حضرت با تمام پیروان جدیدش در آخرالزمان  به حضرت بقیة الله الاعظم ، مهدی موعود(عج) اقتدا خواهند کرد.ان شاء الله. و ما بی صبرانه در انتظار آن روزیم.
لذا از اینکه بوش دجّال (antichrist) را به میدان فرستاده اید تا به انتظار ما و تمام جهانیان پایان دهد صمیمانه سپاسگزاریم.
والسلام
منتظران ظهورحضرت مهدی و رجعت حضرت عیسی مسیح (علیهم السلام)
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 5:10  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل
تقدیم به پیشگاه مقدس منجی عالم بشریت ، حضرت بقیة الله الاعظم ،          مهدی موعود (عج) و تمامی موحدین  و آزادگان جهان
با عرض معذرت از تمام پیروان راستین حضرت عیسی مسیح (ع)
در پاسخ به اظهارات جناب پاپ بندیکت شانزدهم
 
جهان مصلوب
 
ای رهبر ارتش صلیبی
بس کن دگر این جهان فریبی
آتش ز افاضۀ تو ریزد
طوفان ز خطابۀ تو خیزد
خواهی که شود جحیم ، خاموش
قلاده بزن به گردن بوش
او هست مرید مکتب تو
او حرف نهاده بر لب تو
آتش زده در جهان ، مریدت
شاید که ضعیف گشته دیدت
بنگر ، چه میان شعله پیداست
مصلوب شما ، ز نو  مسیحاست
ما عاشق حضرت مسیحیم
آمادۀ رجعت مسیحیم
ما مثل مسیحیان عالم
هستیم مدیحه گوی مریم
آنها که برادران مایند
چون ما هدف دو صد بلایند
آنها که چو ما کفن به دوشند
قربانی فتنه های بوشند
این بوش و بلر که از ددانند
ننگ همۀ مسیحیانند
هیتلر ز شماست یا ز اسلام؟
پاسخ بده بر جهان ، نکونام
اسلام که دین عشق و صلح است
با منطق خود شده  قوی دست
اسلام نه دین خشم و کین است
اسلام جدا ز غاصبین است
هستند بسی یزید و صدام
دزدان پلید نام اسلام
اینان نه بشر ، که مثل بوشند
اسباب خجالت  وحوشند
دردا که شما به رسم طاعت
از بوش و بلر  کنی حمایت
تأئید تو گاه با سکوت است
گاهی به اشاره و ثبوت است
افسوس که با تمام ایمان
دامن زده ای به جنگ ادیان
با نام مقدس مسیحا
مصلوب نموده اید دنیا
ننگ است که میکنی تو محکوم
هرگونه دفاع خلق مظلوم
از دید تو ظالمان مجازند
بر هستی دیگران بتازند
مظلوم ولی گناهکار است
گر در ره ظالمان کمین بست
از مهر نگو سخن تو دیگر
چون مهر تو هست مایۀ شر
مهر تو چو مُهر بر دهان است
توجیه هجوم ظالمان است
ای رهبر صلح و مهربانی
بازیچۀ دست ظالمانی
محکوم نما ستمگران را
خوشنود نما پیمبران را
والسلام
قم - غلام اهلبیت
27 / 6 / 85
 
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 9:53  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل
اسطوره های رؤیائی
گلبوسه ای بر دستان پینه بستۀ رفتگرها
روز و شب در حال روح افزائی اند
شهرها را با سرانگشت جمال
پاک می سازند از گرد و ملال
با حقوقی کم قناعت می کنند
بی ریا ، بر خلق ، خدمت می کنند
شهرها از کار آنها با صفاست
گر شبی تعطیل گردد کارشان
فاش گردد وسعت ایثارشان
بی وجود رفتگرهای شریف
میشود هر شهر ، مردابی کثیف
خلق در ادبار خود گم می شود
روح مردم پر تلاطم می شود
گر که در اقلیم رؤیائیم ما
ساکن احساس آنهائیم ما
رفتگرها مردمی رؤیائی اند
چون هنرمندان شهرآرائی اند
گرچه محتاجند و مظلوم و ضعیف
گرچه باشد جامۀ آنها کثیف
چون محمد (ص)باید آنها را ستود
گرد غم از چهره شان باید زدود
مزد آنها برتر است از قدر پول
بوسه زد باید بر آنها چون رسول
والسلام
13 / 6 / 85
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 4:54  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

خدا از سجده ی ما بی نیاز است

عبادت سفره ی زیبای ناز است

تناول کن ز ناز و نعمت حق

ضرر بر خود نزن تا سفره باز است

باران

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 5:1  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

ثروت بیکران و عیش گوارا

1

خوش باش که عرش در پی بهجت توست

انعام الهی همه در خدمت توست

بی روح ، تو بهره ای نداری ز وجود

روحی که خدا داده به تو ثروت توست

2

در مملکت وجود خود ، شاهی تو

یادت نرود: خلیفة اللهی تو

در هستی خود (اراده) را باور کن

از خود بطلب هرآنچه می خواهی تو

3

در بین وسیله ها ، تو اصلی ایدل

تو آینۀ چهار فصلی ایدل

در چنگ زدن به حلقۀ واسطه ها

تو حلقۀ مفقودۀ وصلی ایدل

4

اول ، بشناس در دعا ضابطه ها

ترمیم نما سپس همه رابطه ها

تا وصل نگشته قلب تو بر مبدأ

زحمت نده بر ملائک و واسطه ها

5

اندیشه قوی دار ، که رمز ظفر است

از حیله بپرهیز که ننگ بشر است

یک سال چو شیر زندگانی کردن

از یک سده روبه صفتی نیک تر است

6

یک عده فقط بندۀ پولند و مقام

در رابطه ، هستند پی سود و سهام

خدمت به چنین دوزخیان ، هست حرام

این است مرا عقیده و دین و مرام

7

دنیای دنی بهشت بیدردان است

این غمکده زندان جوانمردان است

دنیا به مدار حق نخواهد چرخید

هرچند که حق همیشه با مردان است

8

خواهی که اگر تهمت و انگت نزنند

بازیچه نشو دلا که سنگت نزنند

آئینۀ خود باش و هنر را ننمای

تا مردم این زمانه سنگت نزنند

9

یا رب به رئوفی ات مرا قاضی باش

بخشندۀ ناسپاسی ماضی باش

در دهر کسی به سهم خود راضی نیست

من راضی ام از تو ، تو ز من راضی باش

10

یا رب دل ما به عشق ، دارا بنما

هم قسمت ما، عیش گوارا بنما

گفتی به اسیر خود مدارا بکنید

یارب به اسیر خود مدارا بنما

والسلام

باران

قم - 12 / 6 / 85

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 0:6  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

دوزخ خاموش

1 -

ز دوزخ با مراد خود شب دوش

گذر کردیم و دوزخ بود خاموش

گناهی در دل من زد جرقه

و دوزخ شعله ور شد گوش تا گوش

2 -

خداوند جهان بیدادگر نیست

در آن ذات مقدس فکر شر نیست

تو خود را دل آتش نینداز

که جز تو آتش افروز دگر نیست

والسلام

باران - قم

11 / 6 / 1385

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 4:40  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

مردی که دلش مدینۀ فاضله بود

تقدیم به یوسف گمگشتۀ ایران و لبنان

امام موسی صدر

۱

تنها نه مسیحا نفس لبنانی

آئینۀ صلح و وحدت ادیانی

هر قرن یکی چون تو نزاید مادر

افسوس که عمریست تو در زندانی

۲

 افتاده به چاه کینه ، ماه بدرم

ماهی که به یُمن عشق او پر قدرم

هرکس غم تلخی به جهان دارد و من

نالان ز غم امام موسی صدرم

۳

مانند علی شجاع و پر حوصله بود

در فکر و عمل ناجی این قافله بود

افسوس که با مکر عدو ، شد مفقود

مردی که دلش مدینۀ فاضله بود

۴ 

زان دم که اسیر حیله ای شوم شدیم

بر هجر و شکیب و غصه محکوم شدیم

ای ساقی باغ صلح و وحدت ، افسوس

در فصل شکوفه از تو محروم شدیم

۵

تا نغمۀ وحدت و ولا سر دادی

بر تشنه لبان دهر ، کوثر دادی

ای روح بزرگ عشق ، بر بام جهان

افکار بلند شیعه را پر دادی

۶ 

اوهام و خرافه را زدودی از دین

هموار نمودی ره ایمان و یقین

پیغام محمد و مسیح و موسی

آئینه صفت ، عرضه نمودی به زمین

۷ 

شمشیر علی به دست لبنان دادی

بر له شدگان  جرات جولان دادی

بر قلۀ باور جهان بنشستند

آنان که تو بر باورشان ، جان دادی

۸ 

قبل از تو مجال و حال پرواز نبود

چون راه قفس ز شش جهت، باز نبود

تو سقف قفس را به  سما بردی ، آه

کاری که تو کردی  کم از اعجاز نبود  

۹ 

قبل از تو میان فرقه ها، جنگی بود

هر نام برای دیگری ننگی بود

با نام تو دشمنان برادر گشتند

نام تو عجب نام گرانسنگی بود

۱۰

اسطورۀ واقعی مصون از عدم است

قدر تو فراتر از شهود قلم است

هرچند بسی از تو نگفتند ، ولی

دربارۀ تو هرچه بگویند کم است

 

قم - هدهد - 6 / 6 / 1385

محمد حسین صادقی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 1:41  توسط محمد حسین صادقی  | 

 
*Name نام و نام خانوادگی :
* Email آدرس ایمیل:
subject موضوع پیام:
*comment پیام:

فرم تماس از پارس تولز