تبليغاتX
و باران که شعر نگاه من است

هوالجمیل

آوای نسل سرخ

 

نسلي كه سوخت غير شهادت هنر نداشت

غير از دفاع فرصت كار دگر نداشت

تا چشم خود گشود فقط خون و ناله ديد

جز در خطوط حادثه  گشت و گذر نداشت

معشوقهاي ما همه در حجله سوختند

در غربتي عظيم كه تصويرگر نداشت

از شعر سرخ ، دلقك و مطرب طلب مكن

غير از شهيد ، اين ادبيات ، بر نداشت

نسلي كه سوخت معجزۀ قرن را نگاشت

هرگز وليك دعوي شق القمر نداشت

سخت است درك لذت ما نسل سوخته

نسلي كه پر كشيد ولي بال و پر نداشت

شد در حريم عشق فدا نسل خون نگار

عشقي كه قلب دهر از آن پاكتر نداشت

ناآشناست لهجۀ ما پابرهنگان

جائي كه بند كفش جز از مُد خبر نداشت

جز آن يلان سبز كه خفتند در غبار

اين كاروان مخاطب "فهميده" تر نداشت

مانند يك غريبۀ ناهمزبان گذشت

نسلي كه جز براي شما دردسر نداشت

ما منقرض شديم ولي تيغ تيز نقد

حتي براي محو شهادت حذر نداشت

اين شعر خشك سرفۀ يك شيميائي است

ققنوس عشق، بهتر از اين ، شعر تر نداشت

والسلام – محمد حسين صادقي –

زرقان – 24 / 4 / 1384

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 21:46  توسط محمد حسین صادقی  | 

 
*Name نام و نام خانوادگی :
* Email آدرس ایمیل:
subject موضوع پیام:
*comment پیام:

فرم تماس از پارس تولز