تبليغاتX
و باران که شعر نگاه من است

هوالجميل

 

چند رباعي ، تقديم به پيشگاه مقدس حضرت احمد ابن موسي ، شاهچراغ (ع) در ايام ولادت حضرت ثامن الحجج ، امام رضا (ع) و حضرت فاطمه معصومه (س)

 

در حق بشر هيچكس اين داد نكرد  *   تاريخ بجز تو از كسي ياد نكرد

در كل جهان كسي ز سرمایه خویش *  اینقدر کنیز و برده آزاد نكرد

 

جود و كرم و بزرگواري داري  *  انديشه‌ي ضد برده‌داري داري

هرچند هزار برده كردي آزاد  *  صد خيل غلام افتخاري داري

 

اي شاه مرا اسير صياد مكن  *  جز با قفس عشق ، مرا شاد مكن

آزاد نموده‌اي بسي برده ،ولي  *  من را به رضا ببخش و آزاد مكن

 

اي شاه دلم ز تو بسي كام گرفت  *  هر ساله‌ به مژده‌اي ز تو جام گرفت

تبريك به تو ، كه روز ميلاد رضا  *  هركس به تو مژده داد ، اَنعام گرفت

 

اي حاتم اهلبيت عصمت ، تبريك  *  اي مير و علمدار امامت ، تبريك

ميلاد رضا و خواهرت معصومه  *  در اين دهه‌ي فجر كرامت ، تبريك

 

والسلام – محمد حسين صادقي (غلام) – زرقان

8/8/88 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 13:6  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجميل

با سلام

تقديم به آزادانديشان و تمام هموطنان عزيزم ، از هر دين و قوم و كيش

 

حقايقي در مورد ايران و اسلام

 

ما گرچه اهورائي و دارا بوديم * مؤمن به خداوي وحدت آرا بوديم

كرديم به اشتياق ، اسلام ، قبول * چون منتظر پيك اهورا بوديم

بقیه در ادامه مطلب 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 14:8  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجميل

 هر بشر مسجدي است در ملكوت

تقديم به تمام عاشقان قرآن و اهلبیت (ع)

 

در سراي تو نوكرم مولا

نه سگم ، نه كبوترم ، مولا

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 14:5  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

 

زورقی در کیهان

 

شور جنونم ، پایان ندارد

حالی که دارم ، طوفان ندارد

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 13:45  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

روح کعبه

کعبه جسم است و روح او مولاست

جسم ، بی روح ، مرده‌ای تنهاست

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 13:44  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

خرمن خرچنگ‌ها

تا در تو نگردند هماهنگ ، نظرها

سازند بپا روی زمین ، جنگ ، نظرها

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 13:43  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

شهدا

شهدا ، مزد کارشان هستند

شاهد بزم یارشان هستند

آیه‌ی «عند ربهم» یعنی

نزد پروردگارشان هستند

رَبّ آنها کجاست؟ آنها هم

همه با کردگارشان هستند

چونکه جان در رهش فدا کردند

هر دو عالم ، نثارشان هستند

تا قیامت فرشته‌های خدا

زائران مزارشان هستند

ساکنان حریم قدس وجود

همگی بیقرارشان هستند

چون خدا راضی است، آنها نیز

راضی از شاهکارشان هستند

نیست نام فراتر از شهدا

شهدا مزد کارشان هستند

والسلام

محمد حسین صادقی – نوروز 88 زرقان

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 13:40  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

 جعبه‌ی سیاه نسل رو به انقراض

 

رفته با نگاه نسل رو به انقراض

دل به قتلگاه نسل رو به انقراض

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 13:38  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

رَجَز شیدائی

ترجیع بندی با یاد حضرت اباالفضل العباس (ع)

از می عشق تو مستم امروز

شیشه‌ی عقل شکستم امروز

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 13:37  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

لطف جنون

تا جنون در عاشقي شد ناجي‌ام

دمبدم در ورطه‌اي معراجي‌ام

 

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 13:34  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجميل

ياس‌ها و عباس‌ها

صيقلي كردند روح داس‌ها

تا براندازند نسل ياس‌ها

 

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 13:33  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجميل

نامه‌اي به ابليس

برو ابليس ، اگر من هرچه هستم ، چه ربطي با تو دارد

اگر بيدين ، اگر يكتاپرستم ، چه ربطي با تو دارد

 

 

بقیه در ادمه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 13:32  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجميل

 راز ناز

 

وسيله‌هاي لذت خدائيم

خزانه‌هاي كثرت و بقائيم

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 13:31  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجميل

دو فتح تاريخي در زرقان

در دو تاريخ ، خطه‌ي زرقان

مي‌درخشد به تارك ايران

...

...

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 14:31  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

 

 حق معرفت

 

 روحی که هست پاک‌تر از روح یاس‌ها

گشته ملول ، از لجن اسکناس‌ها

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 17:45  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

  

اَلَم تَرَ....

 

غزه یک زاغۀ پر سجیل است

ابرهه ، مظهر اسرائیل است

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 14:38  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

 

خونبَها

 

مسیر روشن حق ، شاهراه عاشوراست

که رکن عرش خدا ، قتلگاه عاشوراست

 

به انتقام اگر صد جهان شود نابود

هزار مرتبه کمتر ز آه عاشوراست

 

چو نیست کل جهان خونبهای اصغر او

وجود حضرت حق ، دادخواه عاشوراست

 

تمام وسعت تاریخ اشک ، در یک قاب

اگر چکیده شود ، در نگاه عاشوراست

 

محل جمع تمام فرشته‌های خدا

به هر مکان و زمان ، وعده‌ گاه عاشوراست

 

تمام زشتی و زیبائی بنی آدم

به هر مقایسه در جلوه‌گاه عاشوراست

 

غروب کرب و بلا ، آخرین دَم خلقت

طلوع جلوۀ خلقت ، پگاه عاشوراست

 

اگرچه « فلسفه » این نکته را نمی‌فهمد

که عرش غیب به فرمان شاه عاشوراست

 

ولی مشاهده کرده هزار و یک اعجاز

که کمترین اثر کارگاه عاشوراست

 

پس از حسین هر آن هیئتی که در دوران

به نام حق زده پرچم ، سپاه عاشوراست

 

علم به دوش و جلودار و ساقی احرار

در اوج ظلمت تاریخ ، ماه عاشوراست

 

دلی که سوخته از داغ کربلا ، باری

همیشه تا به ابد در پناه عاشوراست

 

تمام عرش غلامان حضرت اویند

که دیده‌اند جنان ، خیمه گاه عاشوراست

 

حسین در دل تاریخ می‌زند فریاد:

مسیر روشن حق ، شاهراه عاشوراست

 

والسلام - ملتمس دعا

محمد حسین صادقی (غلام) - زرقان فارس

http://360.yahoo.com/hodhodzar

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 2:30  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

سفر آب

مُردیم ز هُرم عطش و یار نیامد

آرام دل و دیدۀ خونبار نیامد

 

 

ادامه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 5:54  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

 

ذبیح کربلا

 

با اعتذار از بنی فاطمه (س)

در ذبح گوسفند ، عربهای جاهلی

چون گرگ می‌شدند ، عربهای جاهلی

اطراف صید خویش ، سوار و پیاده‌شان

کِل- زوزه می‌زدند ، عربهای جاهلی

با سنگ و چوب و نیزه ، به یکباره ، حمله‌ور

بر صید میشدند ، عربهای جاهلی

*****

تا رخ نمود نور محمد (ص) به امر وحی

گشتند سربلند ، عربهای جاهلی

فرمود : رو به قبله و سیراب سر بُرید

صید اسیر بند ، عربهای جاهلی

فرمود : تیغ تیز بباید برای ذبح

چون دید چون ددند ، عربهای جاهلی

شاید که دیده بود در آفاق علم غیب

بعداً چه می‌کنند ، عربهای جاهلی

شاید که دیده بود که روزی حسین را

آنگونه می‌کشند ، عربهای جاهلی

بر نعش صید ، اسب نراندند بعد قتل

با خشم و نیشخند ، عربهای جاهلی

اما به روی پیکر صد چاک شاه دین

صد باره تاختند ، عربهای جاهلی

آتشفشان عقده به گودال قتلگاه

خالی نموده‌اند ، عربهای جاهلی

آتش زدند خیمه به خیمه ، کتاب وحی

پیک سقیفه‌اند ، عربهای جاهلی

پاداش مهربانی پیغمبر خدا

اینگونه داده‌اند ، عربهای جاهلی

با نام دین ، به دین خدا حمله برد‌ه‌اند

تاریخ ممتدند ، عربهای جاهلی

لرزید ساق عرش از این ماجرا (غلام)

در جهل مطلقند ، عربهای جاهلی

والسلام

زرقان فارس - محمد حسین صادقی (غلام)

18/10/1387 مصادف با عاشورای 1430

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 0:17  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

بین‌الحرمین

ما آمده‌ایم یاری خویش

در مجلس سوکواری خویش

 

ادامه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 0:13  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجميل

 

 تنگ چشمه (1)

 

 دلم كرده هواي تنگ چشمه

كه باشد روز و شب دلتنگ چشمه

ادامه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 12:21  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجميل

 

ميثاق

 

در مدح و منقبت و رثاي حضرت احمد بن موسي (ع) شاهچراغ

 

چون حضرت احمد بن موسي

شد راهي طوس ، با تَولّا

همراه شدند با جنابش

ياران و برادران مولا

در طول مسير ، خيل عشاق

پيوست به كاروان آنها

گرديد گروه جان‌نثاران

در اين حركت مثال دريا

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 4:19  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجميل

 

شعله‌هاي صبر

 

در رثاي حضرت زينب كبري (س)

 

بعد مرگ هركدام از اوليا

مي‌شود داغ و مصيبت برملا

هستي زينب ولي اينسان نبود

داغ او در لحظه‌ي پايان نبود

داغ زينب شد ز ميلادش شروع

كرد زينب در مصيبت‌ها طلوع

بس كه هجران و مصيبت ديد او

كمتر از مرگ خودش شد گفتگو

در حقيقت بوده مرگ هر «ولي»

لحظه‌ي جان دادن دخت علي

داد زينب جان پس از مرگ رسول

شد شهيده همره مرگ بتول

لحظه‌ي جان دادن شير خدا

زينب او شد قتيل اشقيا

همره مرگ حسن او داد جان

تيرباران شد دل آن مهربان

روز عاشورا ز داغ هر شهيد

روح او تا جنت‌المأوي پريد

جز به وقت مرگ فرزندان خود

داد او با هر شهيدي جان خود

بس كه شد از داغها، پُر جام او

كل غمها مي‌وزد در نام او

صبر حق در روح زينب منجلي است

چونكه او مجموع زهرا و علي است

*****

آن امانت كز ازل شد جلوه‌گر

بود اين صبر جميل پر خطر

هيچ موجودي ز جمع بيشمار

آن امانت را نشد آئينه‌دار

آسمانها، كوهها، كردند ابا

گشت انسان حامل صبر خدا

سجده كردند آن زمان خيل مَلَك

بر امانتدار حق، بي ريب و شك

قدر انسان همطراز صبر اوست

جسم فرد ناشكيبا قبر اوست

صبر حق در اوليا شد جلوه‌گر

تا شدند آموزگاران بشر

هريكي با صبر، نوري برفروخت

خويش را در شعله‌هاي صبر سوخت

هريكي با شعله‌اي از صبر ناب

شد براي شب‌نشينان آفتاب

هريكي با اندكي صبر جميل

رفت بالاتر ز عرش جبرئيل

هريكي در شام غم يك شمع شد

شمعشان در شام زينب جمع شد

گشت زينب جلوه‌گاه صبر كل

قلب او از داغها شد باغ گل

گرچه از غم قامت بانو خميد

او وليكن غير زيبائي نديد

قلب زينب گلشن صبر خداست

حق زينب بر بشر بي‌انتهاست

گر نپويد راه صبر و حق، بشر

مي‌كند در كل عمر خود ضرر

راه صبر و حق مرام زينب است

زينت خلقت ز نام زينب است

علم او را بوده حق، آموزگار

حلم او مجموع حلم روزگار

وارث كل رسولان شد حسين

وارث او هست اين نور دو عين

كربلا ارث تمام انبياست

قلب زينب وارث آن كربلاست

كل پيغام رُسُل بر دوش اوست

آفرينش تا ابد مدهوش اوست

در عزايش انبيا و اوليا

جملگي هستند اصحاب عزا

گرچه زينب زينت نام اَب است

نام زينب زينت عرش رب است

*****

بعد عاشورا مهاجر بود او

با غمي سنگين مسافر بود او

از مدينه سوي شام و كربلا

در سفر بود آن عزيز كبريا

بي حسيني، طاقتش را طاق كرد

در غريب عاقبت اطراق كرد

تا پس از يكسال و اندي انقلاب

گوشه‌اي خاموش شد آن آفتاب

وقت رحلت، داشت مانند صدف

يادگاري كهنه و خونين به كف

در بغل بگرفته بود آن پيرهن

تا شود بر قامت زينب، كفن

عاقبت در نيمه‌ي ماه رجب

معتكف شد روح زينب نزد رب

*****

مادر كل فضيلتهاست او

حلقه‌ي وصل وسيلتهاست او

حلقه‌ي باب‌الحوائج‌هاي دين

جملگي وصل است با اين نازنين

نور زينب تا ابد در اعتلاست

روح او بر ماسوي فرمانرواست

هركه شد در خانه‌ي زينب، غلام

مي‌كند رجعت به روز انتقام

 

والسلام

محمد حسين صادقي (غلام)

زرقان فارس – 15 رجب 1429

29/4/1387

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 0:48  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجميل

 

سيمرغ حقيقت

 

در مدح و منقبت حضرت امام محمد تقي ، جوادالائمه (ع)

 

رضا چون شد شهيد از راه كينه

جوادش ناخدا شد در سفينه

همه گفتند شيعه در زوال است

كه سالارش امامي خردسال است

كه شيعه غرق جهل و بيسوادي است

چرا؟ چون طفلكي بر شيعه هادي است

بپا كردند بحران عقيده

و خنديدند بر اين نو رسيده

كه طفلان را نباشد عقل چون پير

ندارد رهبر نُه ساله تدبير

نباشد با خبر از هيچ رازي

كنون بايد كند در كوچه بازي

روان شد شايعات و مكر دشمن

چو سيلابي سيه در كوي و برزن

لعين ابن لعين مأمون ملعون

كه بود او را حكومت ريشه در خون

براي ذلت و سركوب مولا

فراهم كرد بزمي پر معما

بپاشد مجلس فخر و تكبر

كه تا سازد تشيع را تمسخر

به رأي كاملان علم و بينش

سؤالات غريبي شد گزينش

سؤالي كرد از او يحيي‌ابن‌اكثم

كه در درس قضاوت بود اعلم

بگفتا : «حكم صيد در حرم چيست؟»

جوابش داد : صياد حرم كيست؟

سؤالاتي بر آورد از سؤالش

كه او هرگز نمي‌داد احتمالش

از او پرسيد سالار تشيع:

بگو در عُمره بوده يا تمتع؟

بگو در روز يا شب صيد كرده؟

بگو آزاده بوده يا كه برده؟

مُكلف بوده يا نابالغ ، آن فرد؟

و صياد حرم زن بوده يا مرد؟

گرسنه بوده يا با مال و تمكين؟

مداوم بوده صيدش يا نخستين؟

به اين فعل حرامش بوده جاهل؟

و يا بوده‌است عالم بر مسائل؟

براي خود نموده صيد يا غير؟

زكار خود پشيمان گشته يا خير؟

سؤالات دگر هم مانده باقي

جوابم ده اگر اهل وفاقي

سپس آن رهبر نه ساله‌ي دين

بيان فرمود حكم شرع و آئين

پس از طرح تمام احتمالات

يكايك داد پاسخ بر سؤالات

بشد مجلس ز عجز خود پريشان

گرفت انگشت حيرت را به دندان

سپس مولا ز يحيي پرسشي كرد

كه اشك عجز مجلس را در آورد

چو يحيي باز ماند از حل مشكل

امام آمد به تشريح مسائل

چنان در شرح آن، مشكل‌گشا شد

كه ياد از مجلس بحث «رضا» شد

ز بس گفتار او دندان شكن شد

كلامش فخر تاريخ سخن شد

بشد مأمون خجل از حيله‌ي خويش

بزد يحيي‌ابن‌اكثم بر سر و ريش

بگفت ايكاش با اين بخت ناشاد

مرا مادر در اين دنيا نمي‌زاد

كه اينسان خفت و خواري پذيرم

روا باشد اگر اكنون بميرم

چرا مثل پشه با صد منيت

شدم همبال سيمرغ حقيقت

ز نو فرمود امام جن و انسان

نخواندي تو مگر آيات قرآن؟

برو با دقت اي يحيي‌ابن‌اكثم

بخوان تو سوره‌ي پُر راز مريم

كه با اذن خدا عيسي و يحيي

به خُردي يافتند اسرار اسما

نبوت شد عطا در خردسالي

به آن ياران ذات ذوالجلالي

پس از اين معجز ناب ولايت

ز هم پاشيده شد آن بزم نخوت

*****

امامت اكبر و اصغر ندارد

ولايت مكتب و دفتر ندارد

«ولي» وصل است بر علم خداوند

«ولي» با علم مطلق خورده پيوند

«ولي» با اذن حق باشد سخنور

چه در گهواره باشد يا به منبر

«ولي» دارد به كف راه سماوات

كه باشد سينه‌ي او عرش آيات

«ولي» بخشد به جان زندگي، نور

چه بي‌نام و نشان باشد چه مشهور

*****

بيا ايدل رويم امشب گدائي

به عرش «جود» اين ذات خدائي

جواد آئينه‌ي «جود» الهي است

و در عرش خدا در پادشاهي است

سخاوت ريزه‌خوار خوان مولاست

جهان با اذن حق مهمان مولاست

محمد ، هست نام دلربايش

تمام اهل اين عالم، گدايش

ز فرط زهد و تقوا ، او تقي شد

و معشوق دل هر متقي شد

كليد گنج عرفان و صفا اوست

طبيب قلب مظلوم رضا اوست

به هر چيزي كه شاد از آن ، جواد است

وجود حضرت معصومه شاد است

به درگاهش همه عالم غلام است

كه جود او روان بر خاص و عام است

به اين باب‌الحوائج ، بارالها

روا فرما همه حاجات ما را

والسلام

محمد حسين صادقي (غلام)

زرقان فارس – تيرماه 1387

http://yaali59.blogfa.com

 

منبع :

1.       با الهام از روايتي به نقل از كتاب ارشاد شيخ مفيد ، باب امام جواد

2.       به يحيي در همان سن كودكي نبوت عطا كرديم. آيه‌ي 12 سوره‌ي مريم

3.       عيسي در گهواره گفت : همانا من بنده‌ي خاص خدايم كه مرا كتاب آسماني و شرف نبوت عطا فرمود. آيه‌ي30 سوره‌ي مريم 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 21:10  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجميل

 

 

اعجاز جاری

 

در مدح و منقبت اهلبيت و انتظار فرج و سوگ امامين عسكريين (ع)

و بيان حديثي از حضرت محمد (ص) به نقل از كتاب : اصول كافي – كتاب‌الحجه – باب «ما جاء في الاثني عشر و النص عليهم»

 

گذشتند از پشت هم روزگاران _ و خفتند در خون خود شهسواران

زمان مي‌گذشت و پيام پيامبر _ به هم منتقل مي‌نمودند ياران

و گفتند حرف نبي يك دروغ است _ همه دشمنان و سياستمداران

 

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 2:34  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

 

ز دوزخ با مراد خود شب دوش


گذر کردیم و دوزخ بود خاموش


گناهی در دل من زد جرقه


و دوزخ شعله ور شد گوش تا گوش


هدهد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 1:15  توسط محمد حسین صادقی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

يك قفس رؤيا

 

تقديم به پيشگاه مقدس كريمه‌ي اهلبيت حضرت فاطمه معصومه (س)

 

پنج شش سالي كه در هجرت گذشت

مثل يك رؤياي پر لذت گذشت

هجرتم از جنس بيداري نبود

جز غزل در خواب من جاري نبود

چشم تا بر هم زدم خوابم پريد

لحظه‌ي پايان هجرت سر رسيد

روزگار سبز رؤيائي گذشت

خواب كوتاه تماشائي گذشت

روزگار بي مكان و بي زمان

دوره‌اي مانند خواب عاشقان

دوره‌اي كوتاه مثل عمر نوح

يك قفس رؤيا پر از پرواز روح

روزگار عشقبازي‌هاي ناب

فصل بي كابوس و وهم و اضطراب

مثل خواب ماهيان در عمق آب

مثل بيداري در اقيانوس آب

دوره‌اي مست از سبوي بيخودي

در پي دلبر تلاشي هدهدي

خواب زيبائي ، سراسر عشق و شور

گنج يابي در خرابات ظهور

*****

من چرا رفتم ؟ چرا باز آمدم؟

كي برون زين خلسه‌ي ناز آمدم؟

هان ، چه كس من را به قم پرواز داد؟

رخصتم در آن بهشت ناز داد؟

اين (صله) لطف كدامين يار بود؟

يا كه پاداش كدامين كار بود؟

فكر هجرت از چه در دل شد خطور؟

من كجا و انتخاب شهر نور؟

اين سعادت از كجا بر من رسيد؟

از چه رو فردوس شد بر من پديد؟

يك خراباتي كجا و اين مقام؟

از چه شد همخانه‌ي مولا ، غلام؟

روز و شب با عاشقاني بيقرار

پر كشيدن در هواي انتظار

عشقبازاني پر از عطر بقيع

جمكراني‌هاي چون دريا وسيع

عاشقاني ساده و پاك و زلال

همنشيناني سراسر شور و حال

وه چه زيبا سرنوشتي داشتم

در همين دنيا بهشتي داشتم

من نه خود رفتم نه خود باز آمدم

من نه قم رفتم نه شيراز آمدم

خواب ديدم رفتم و برگشته‌ام

زين سبب ديوانه و سرگشته‌ام

ياد آن دوران روحاني بخير

ياد آن رؤياي طولاني بخير

 .................

 

والسلام

29 فروردين 1387 - مصادف با سالروز رحلت جانگداز حضرت فاطمه معصومه (س) دهم ربيع‌الثاني 1429  -  زرقان فارس – محمد حسين صادقي

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 14:50  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

مهمانسرای اهلبیت

نذر امام سجاد (ع)

مزد هر بیتی برای اهلبیت
هست بیتی در سرای اهلبیت

ادامه ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 3:3  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجميل

سوغاتي از کهکشان

کودکم بر آب و صابون مي دميد
صد حباب از هر دمش مي شد پديد

 

ادامه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 2:55  توسط محمد حسین صادقی  | 

هوالجمیل

با یاد معلم شهید ، دکتر علی شریعتی
1
فجر آمد و رفت و باز یاد تو نشد
یک لحظه در اهتزاز ، یاد تو نشد
اندازۀ یک شمع شبستان ، حتی
ای شمس ستاره ساز یاد تو نشد
2
در وسعت شب شهاب بودی ای مرد
مست از می آفتاب بودی ای مرد
در آینه بذر نور می پاشیدی
گلپرور انقلاب بودی ای مرد

والسلام
قم - محمد حسین صادقی
بیست و دوم بهمن ماه هشتاد و پنج

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 2:50  توسط محمد حسین صادقی  | 

 
*Name نام و نام خانوادگی :
* Email آدرس ایمیل:
subject موضوع پیام:
*comment پیام:

فرم تماس از پارس تولز